Wednesday, March 31, 2010

هزار و یک سال


ما آدمها همیشه فکر کرده ایم که غمگین بودن یک طرف ، خندیدن یک طرف دیگر. و من آن شب فهمیدم که خنده غصه را نمی شوید. اما غصه را با آدم و آدم را با غصه دوست می کند... به غیر از این یک چیز دیگری هم فهمیدم. حس کردم که موقع غمگین بودن، یک خندۀ آرام یک مزۀ عجیبی دارد.

این رو توی "هزار و یک سال" شهریار مندنی پور خوندم و گرمم کرد

No comments:

Post a Comment